ديد، پيشروترين كشور قلمرو مسيحيت ايتاليا بود كه تا حدود زيادي در پيشاپيش بقيه قرار داشت؛ پس از آن اسپانيا و فرانسه بودند؛ و انگلستان در فاصلهٴ زيادي پشت سر آنان بود. با اين همه، يك تن انگليسي قهرمان اصلي ما به شمار ميرود. اين مطلب يك بار ديگر، پيشگوييناپذير بودن نبوغ را نشان ميدهد. كشوري ممكن است از هزار جهت عقبمانده باشد، هم چنان كه انگلستان بود، و با اين حال مهد يك يا دو تن شخصيت برجسته و صاحب نبوغ گردد (منظورم دانشمندان و فيلسوفاناند، نه فرمانروايان و سرداران)، و بدين ترتيب، تاريخ پنهانشان ناگهان به سطحي خيلي بالاتر صعود كند. تولد دانته در 1265، در فلورانس، وقتي از فاصلهٴ دوري بدان نگاه ميكنيم امري عادي به نظر ميرسد، ولي مفهوم آن براي ايتاليا و جهان چيزي است كه در مجلد سوم بيان خواهد شد. پيدايش بيكن در آن جزيرهٴ دوردستي كه انگليس نام داشت خيلي كمتر عادي بود، يا بهتر است بگوييم معجزهآساتر بود، ولي نتايج اين حادثهٴ نامشهود، چشمگيرتر نبود.
درمورد يعقوب بن مخير نيازي به توضيح نيست. او بيشك بزرگترين دانشمند در ميان يهوديان بود، در سراسر اين عصر زندگي كرد، و در آغاز سدهٴ چهاردهم درگذشت.
انتخاب نصيرالدين طوسي به عنوان معرف اسلام بيش از قطبالدين اغوا كننده و جالب توجه ميبود، چون وي عظمتي بيشتر داشت؛ جز اين كه فقط به دلايل زماني كنار گذاشته شد.
او هم مانند قديس توما و قديس بُناوِنتور در سال 1274، درگذشت، و از اين رو كمتر از نيمي از اين عصر را شاهد بود.
كوشش براي بررسي زمينهٴ تاريخي دوران مورد بحث خارج از حيطهٴ كار من است. خواننده در صورت تمايل ميتواند به يكي از تاريخهاي متعدد قرون وسطا، رجوع كند. ولي اگر به برخي رويدادهاي مهم اشاره بكنم، خوانندهٴ كتاب حتي بدون مراجعه به كتابهاي ديگر آسانتر ميتواند اوضاع را دريابد.
در سال 1250، صليبيان در منصوره، واقع در مصر سفلا شكست خوردند و سپاهيان فراري همراه با رهبرشان سن لويي اسير شدند. بيست سال بعد سن لويي جنگ صليبي تازهاي را سازمان داد، ولي در وباي عام تونس جان سپرد. بدين ترتيب، جنگ صليبي ششم و هفتم به ناكامي منجر شد و قريب دو سده، ماجراي متهورانهٴ پرغوغا، ننگين و پوچ پايان يافت. سنلويي عليٰرغم شكستهايش شاهي بزرگ، و بيشك شريفترين شاه مسيحي بود.
وفات امپراتور فردريك در همان سال 1250، شروع دوران هرج و مرج، در امپراتوري آلمان بود (فترت بزرگ 1256 ـ 1291). در 1256، دو شاهزاده براي تاج و تخت آلمان انتخاب شدند، كه يكي آلفونسوي فرزانه بود، كسي كه در آن امور فرزانگي ناچيزي نشان داد.
مهمترين رويداد در آسيا سقوط بغداد در سال 1258، و پايان ناگهاني خلافت عباسي بود.